.
می بینی پس حتما یه تریپی هس
تو باید ببینی دردا رو تا بگیری درس
یه روزی درد از بختُ می چینی پس
واسـه ی هر در بسـته کلـیدی هس
وقتی غرب و شرق در جنگ گرم و نرم و
مرد و زن در نقش رهگذر و
در گذر از بحث مرگ و
خسته از تفنگ تق تق کمک کمک
این حرفا قابله درکن
ولی من قاتل مرگم
چشمامو یه مشتی خاطره تر کرد
ولی بازم منم عامل حرکت . پس
.. ..من میجنگم
من از تو دلزده ترم
به امّید لذت هدف
تو این جوّ مه زده قدم زدم
رسیدم به نهضت قلم
اینو میخونم قلبم به تاپ تاپ افتاده
با ضربان هزارتا
مغزم پرِ حرکات شتاب دار
لحنم همه کلمات شکاف دار
جاودانه میمونیم و هستیم پیشت
بالاخره دشمن اسیر میشه
یه سرباز وقتی که میرسه به ته خط
تازه تبدیل به وزیر میشه
من میجنگم بی سنگر
سردر این جنگلُ می بندم
اونایی که بینندن دیدن من
چطور بی همدم میرفتم به سمت هدف و
اون پلی که ساختم
و گذشتم ازت تا اونی که باختم
فردام بم میده امید تاختن
و منم از قوام یه کمیته ساختم
اونا دنبال شر میگردن و بازندن
اینو شرط می بندم
اگه دشمن نداشتم باید به قدرت خودم شک می کردم
:|
ترجمه انگلیسی به فارسی بود دیگه؟! نگو شعرِ فارسی بود که اصن یه وعضی :دی
شعر فاخره بنده خدا:D
چیزه ... ممم .. رَپه ... یاس ... با دلی که مثلِ دریاس ... کسی که ، تنها دوست و رفیق فرداس ....
چه سبک جالبی ...
اون تصویر دوم :|||||
اوهوم
آهنگش جالب تره :دی
قاتل مرگه :|
شعرشو که دقیق نخوندم .. ببخشید :دی همینطور تند تند خوندم ولی این عکسا رو میگم ... که تطابق داره با شعر این سبکتون جالبه
در هر صورت آهنگشم جالبه :دی
سلام
تبلیغ زودتر از موعد برای برادر کلید ؟؟! :| :D
سلام
شی شده؟؟؟ :ژانر فامیل دور
اون موقه من اصن نمیشناختمشون :دی